شاعری

حس عجیبی است

و فرایندی غریب

که بودن و نبودن تو روی کاغذ می آید و شعر میشود

آری، درمانده ام!

نمی دانم چه می شود که شاعری ام

بدون استثنا به تو ختم می شود

کاش هزار تا می شدی

کاش هر روز در کنارم تکرار می شدی

نخند، خسته شدم از همیشه دور بودنت

کاش خودت می آمدی و صاحب این عاشقانه ها می شدی

 

                      

 

 

/ 1 نظر / 44 بازدید
متحیر

سلام گریه ناز خسته نباشی وبلاگ خوبیست همه اش راخواندم.باکمی تلاش ازاین هم بهتر میشود.به امید بهترین هایت. اما یکبیت ازخودم شهره شهری دل آراناز کن سر شب رابا سحر آغاز کن با احترام:متحیر بااحترام:متحیر