شین، مشترک است در عشق، در نوشین

من...دختری که بلند فکر می کنم و کوتاه می نویسم... اینجا

من که همیشه یا دور بوده ام یا دیر...

دلم برای " او "  می سوزد اما

این روزها سرش را که بلند میکند

جای خالی تو را میبیند

نبودن تو هم ....

مثل آلودگی هوای تهران است

از چشم تا حلق و قلب آدم را می سوزاند

 

       

پ.ن. بدرود بهار زیبای من. سپاسگذارم بابت درس هایی

که یادم دادی...باران هایی که بدون چشمداشت بر سرم ریختی

و شکوفه هایی که رویاندی تا ببینم و بدانم که زنده ام من...

سپاسگذارم بابت خاطره های تلخ و شیرین ... سپاسگذارم بابت

دیدارهای نوشین ....

بهارم تا بهاری دیگر بدرود

نوشته شده در ۱۳٩٢/۳/۳٠ساعت ۸:٢۱ ‎ب.ظ توسط دینوش نظرات () |

Design By : nightSelect.com