شین، مشترک است در عشق، در نوشین

من...دختری که بلند فکر می کنم و کوتاه می نویسم... اینجا

گل کاکتوس هم که باشی...

سالی یک بار...

و فقط برای یک روز هم که شده....

شکوفا می شوی

من در انتظار آن روز تمام طول سال

تیغ هایت را نوازش می کنم...

.

.

.

تو...غرورت هم برای من ... شیرین است

   

پ.ن. این گل واقعا سالی یکبار آن هم به مدت یک روز به این زیبایی باز می شوند و

امروز این اتفاق در حیاطمان افتاد. فردا صبح که نگاهشان کنی...بسته شده اند و

چند روز بعد خشک شده و به دیار باقی باز می گردند.

خدا بیامرزد پدربزرگ را.اولین بار در ایوان آنها بود که این گل را دیدم...

نوشته شده در ۱۳٩٢/٢/٢٩ساعت ۱۱:٢۱ ‎ب.ظ توسط دینوش نظرات () |

Design By : nightSelect.com