شین، مشترک است در عشق، در نوشین

من...دختری که بلند فکر می کنم و کوتاه می نویسم... اینجا

حس عجیبی است

و فرایندی غریب

که بودن و نبودن تو روی کاغذ می آید و شعر میشود

آری، درمانده ام!

نمی دانم چه می شود که شاعری ام

بدون استثنا به تو ختم می شود

کاش هزار تا می شدی

کاش هر روز در کنارم تکرار می شدی

نخند، خسته شدم از همیشه دور بودنت

کاش خودت می آمدی و صاحب این عاشقانه ها می شدی

 

                      

 

 

نوشته شده در ۱۳٩٠/٧/٢۱ساعت ۱:۱٠ ‎ب.ظ توسط دینوش نظرات () |

Design By : nightSelect.com