شین، مشترک است در عشق، در نوشین

من...دختری که بلند فکر می کنم و کوتاه می نویسم... اینجا

زنذگی ام قفسی شده ست

تو ...

غیبتت ...

نبودنت ...

همه شده اید آن پرنده ای که پر زد و رفت

این قفس خالی ...

تا کی باید تاب بخورد روی ایوان تنهایی من؟!!

چرا نیستی پرنده من ...

دیگر نمی خواهی ام؟!!

 

                          

 

 

نوشته شده در ۱۳٩٢/٦/۱۱ساعت ۱٢:٥٢ ‎ب.ظ توسط دینوش نظرات () |

Design By : nightSelect.com