شین، مشترک است در عشق، در نوشین

من...دختری که بلند فکر می کنم و کوتاه می نویسم... اینجا

چه ساده بودی که فکر کردی

خشکیده ام

میدانستم که شکوفه خواهم زد

صبر کردم

ارزو کردم

انگار

.

.

.

منتظر بهار بودم!

                      

نوشته شده در ۱۳٩۱/٢/٢ساعت ۳:۱٩ ‎ب.ظ توسط دینوش نظرات () |

از مرز احساس که میگذری

یادت نرود سرزمین عاشقی مقدس است

با کفش وارد نشوی!


                    

نوشته شده در ۱۳٩۱/٢/٢ساعت ۳:٠٧ ‎ب.ظ توسط دینوش نظرات () |

Design By : nightSelect.com