شین، مشترک است در عشق، در نوشین

من...دختری که بلند فکر می کنم و کوتاه می نویسم... اینجا

گاهی باور نمی شود کرد ...

گاهی نگاه ها انگار جادو دارند...

گاهی نمیدانی چیست که از نگاه کسی تا بند بند دلت جاری می شود ...

گاهی ایمان می اوری...

گاهی نمیدانی چطور میشود به کسی که باید میترسیدی از او حالا دلت هرلحظه تنگش میشود ...

چه اتفاقی می افتد که دلت لک میزند برای هوای تهران برای خیابان فجر برای صدایی که مهربان بود

 

نوشته شده در ۱۳٩۱/۱٢/٧ساعت ۱٠:٥٤ ‎ب.ظ توسط دینوش نظرات () |

Design By : nightSelect.com