شین، مشترک است در عشق، در نوشین

من...دختری که بلند فکر می کنم و کوتاه می نویسم... اینجا

میگفت در عاشقی ها

فقط طعم اولین بوسه است

که بیاد ماندنی است

خلافش اما  امروز ثابت شد!

بوسه ای در کار نیست

طعم معروف عشق اینبار

کوکی کوچک و داغ و شیرینی است

که عطر گرمش تا هستم بر دهانم جاریست...

 

                    

 

نوشته شده در ۱۳٩٠/٧/٢٦ساعت ۱۱:۱٤ ‎ق.ظ توسط دینوش نظرات () |

صدایش را در نیاور ...

من که می دانم تو یک فرشته ای

نه عزیزم! بالهایت را هم جانگذاشته ای!

به من قرض دادیشان

پس فکر کردی

چگونه از آن روز که دیدمت

در آسمان ها سیر می کنم؟!!

 

                    

نوشته شده در ۱۳٩٠/٧/٢٥ساعت ٢:۱٩ ‎ق.ظ توسط دینوش نظرات () |

نه گتاه خواننده هاست

نه نوازنده ها و تنطیم کننده ها!

تو که نباشی

هیچ ترانه ای عاشقانه نیست...

 

                    

نوشته شده در ۱۳٩٠/٧/٢٥ساعت ۱:٥٩ ‎ق.ظ توسط دینوش نظرات () |

صدای قدم های تو می آید...

یا گوش های من سربه هوا شده اند

یا پاهای تو سر به راه!


                      

نوشته شده در ۱۳٩٠/٧/٢٢ساعت ۱٢:٥۸ ‎ب.ظ توسط دینوش نظرات () |

حس عجیبی است

و فرایندی غریب

که بودن و نبودن تو روی کاغذ می آید و شعر میشود

آری، درمانده ام!

نمی دانم چه می شود که شاعری ام

بدون استثنا به تو ختم می شود

کاش هزار تا می شدی

کاش هر روز در کنارم تکرار می شدی

نخند، خسته شدم از همیشه دور بودنت

کاش خودت می آمدی و صاحب این عاشقانه ها می شدی

 

                      

 

 

نوشته شده در ۱۳٩٠/٧/٢۱ساعت ۱:۱٠ ‎ب.ظ توسط دینوش نظرات () |

شکر هم شکر قدیم...

یادش بخیر

چای ساعت 5.30 عصمت خواه!

چه طعمی داشت، تو که بودی

.

.

.

حالا که رفتی

هرچه شکر در این فنجان میریزم

چای تلخ تلخ است!

من دلم چای شیرین می خواهد، برگرد ...

نوشته شده در ۱۳٩٠/٧/٢٠ساعت ۱٢:٥٤ ‎ق.ظ توسط دینوش نظرات () |

تو که نیستی

زندگی ام اینگونه است...

نه زیر و بم دارد، نه چرا و چگونه ای

فقط دورنماست

حس وارد شدن به جزییات نیست

تو وقت رفتن هرچه زیبایی بود با خودت بردی!!!

 

                      

 


 

نوشته شده در ۱۳٩٠/٧/۱٩ساعت ۱٢:۱٥ ‎ب.ظ توسط دینوش نظرات () |

چه فرقی می کند

یادگاری ات

جا شمعی باشد،

جا مدادی باشد

یا .....

همین که بوی تو را می دهد

کافی است

تا برایم عزیزترین باشد

 

                       

نوشته شده در ۱۳٩٠/٧/۱٧ساعت ٤:٤۱ ‎ب.ظ توسط دینوش نظرات () |

دوستش داری

دوستت دارد

عاشقش هستی

اما . . .

خوب میدانی که در قلبش برایت جا هست،

اما در زندگی اش . . . نه !


                       

نوشته شده در ۱۳٩٠/٧/۱٧ساعت ٤:٢۸ ‎ب.ظ توسط دینوش نظرات () |

چه امیدوارم

منی که پس از این همه سال

آرزوی بر دل مانده

هنوز هم هنگام فوت کردن شمع

چشم هایم را می بندم و آرزو میکنم.

نوشته شده در ۱۳٩٠/٧/۱٧ساعت ٤:۱۸ ‎ب.ظ توسط دینوش نظرات () |

Design By : nightSelect.com